شمارهٔ ۱۵ - پنبهٔ ایران صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / مثنویات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
گوش فرا دار که گوید صریح
پنبهٔ ایران به زبان فصیح
کی بسیه روزی و محنت قرین
ملت بیچارهٔ ایران زمین
من همه نفعم که خداوند پاک
کرده مرا خلق در این آب و خاک
من همه سود و ز شما یک نفر
نیست کز آن سود شود بهرهور
من همه خودکارم و در این دیار
عدهٔ بیکار ندارد شمار
نیک ببینید که همسایهها
کرده زمین جمع چه سرمایهها
بهر شما ملت بیاعتبار
جز که پس از مرگ نیایم بکار
لیک بر ندم چو بسوی فرنک
اقمشه بافند ز من رنگ رنگ
پارچهها گردم و جنس نفیس
بهر شما ملت ته کاسه لیس
در همه جا بر دول و بر ملل
نفع رسانم مگر اندر محل
مدت چندیست که ایرانیان
هیچ نه بینند ز من جز زیان
زانکه ز کرباس و قدکهای خویش
جامه نپوشند چو ایام پیش
ساخته بی قدر و محل خویش را
کرده گرفتار ملل خویش را
راستی ای جامعه مستی بس است
این روش غیرپرستی بس است
گیرم از این گونه صلاح شماست
قاعدهٔ نوعپرستی کجاست
کار به نساج وطن گشته سخت
مکنتشان رفته و برگشته بخت
خورده بهم دستگه و پود و تار
جز چکنم هیچ ندارند کار
هموطنان یاری ایشان کنید
رحم باین جمع پریشان کنید
هست خدا شاهد حالم که من
بهر خدا درج کنم این سخن
ایکه توانی تو شوی یارشان
باز نمائی گره از کارشان
بهر خدا هم تو قدم پیش نه
مرهمشان بر جگر ریش نه
نوع پرستا دل تو شاد باد
پند صغیرت همه دم یاد باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به مشکلات ملت ایران اشاره میکند و نارضایتی خود را از وضعیت کنونی بیان میکند. او از بیتوجهی به نیروی کار و تولید ملی گلایه دارد و به اهمیت همبستگی و کمک به هموطنانش تأکید میکند. شاعر خواستار توجه به صنایع داخلی و حمایت از کارگران و نساجان است و از مردم میخواهد برای بهبود وضعیت جامعه و کمک به یکدیگر تلاش کنند. در نهایت، او به اهمیت نوعدوستی و همدلی در شرایط سخت اشاره میکند و از مخاطبان میخواهد که به یاری یکدیگر بشتابند.