نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ - مس و چینی صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / مثنویات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

دوش رسیدند بخوان نعم

ظرف مس و کاسهٔ چینی بهم

بانگی از آن هر دو درآمد بگوش

کآمد از آن دیگ دل من بجوش

داشت در آواز خود از روی لاف

کاسهٔ چینی سخنان گزاف

کز تو من ای ظرف مس اعلاترم

خوان شهان راز شرف در خورم

گاه شوم مشربهٔ مهوشان

گاه شوم ساغر دردی کشان

پیکر من در نظر دور بین

آینهٔ فکرت نقاش چین

یافته‌ام این همه نقش و نگار

تا شده‌ام لایق دست نگار

لب بلب نوش لبان می‌نهم

وز لبشان قوت روان میدهم

من همه لطف و تو کدورت تمام

من بمثل خواجه تو همچون غلام

قلع همی در بر عالی و دون

روی سفیدت کند و سیم گون

ور نه سیه‌روئی و بی‌اعتبار

خلق جهان را نبود با تو کار

صحبت چینی چو بدینجا رسید

ظرف مس آواز ز دل برکشید

گفت که هان بس کن از این خودسری

ترک کن این لاف و زبان آوری

هر دو در افتیم ز بالا به پست

روسیه آنست که بیند شکست

عیب تو این بس که چو افتی ز کف

هیچ نماند ز تو غیر از اسف

حادثه سنگیت اگر بر زند

آن همه وصف تو به هم بشکند

لیک من ار سنگ خورم از قضا

می نشود چون تو وجودم فنا

سست نیم محکمم و دیر پای

حادثه زودم نر باید ز جای

در بشر آنکس که چو من محکمست

محکم از او قاعدهٔ عالم است

وانکه بود عنصر او چون تو سست

سخت هم آغوش فنا همچو تست

من چو دل اهل حقم با ثبات

می‌نشوم دستخوش ترهات

تو چو دل مردم دنیا پرست

می‌روی از لغزش پائی ز دست

ظرفیتی بایدت آری صغیر

تا نشوی در کف محنت اسیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، دو ظرف، یکی مسی و دیگری چینی، به گفتگو می‌پردازند. ظرف چینی به خود می‌بالد و از زیبایی و مقام خود صحبت می‌کند و می‌گوید که شایسته افتخارات و جایگاه‌های بزرگ است. اما ظرف مسی در پاسخ به او می‌گوید که در برابر سختی‌ها و حوادث دنیوی، او مقاوم‌تر و پایدارتر است. ظرف مسی اشاره می‌کند که اگرچه ممکن است از ظاهری شفاف و زیبا برخوردار نباشد، اما در برابر چالش‌ها و حوادث، همچنان پابرجاست و به سادگی از بین نمی‌رود. او توضیح می‌دهد که در زندگی، افرادی که پایدار و محکم هستند، عزت و ارزش واقعی دارند. در نهایت، شعر به این نتیجه می‌رسد که زیبایی ظاهری و مقام‌های دنیوی ناپایدار هستند و در مقابل افرادی که درونی پایدار دارند، ناپسند محسوب می‌شوند.