شمارهٔ ۳۳ - مدیحه سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / قطعات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
از جرعه جام گوهری لؤلؤ لا لا ریخته
یا دست ساقی بر ثری عقد ثریا ریخته
ریزد خم از جوش شراب از حلق یاقوت مذاب
این بحر جوشان بین کز آب آتش بر اعضا ریخته
آن لعبت ترسانگر از لب مسیح آسانگر
و آن آب آتش سانگر آب مسیحا ریخته
از خوی نگار سیمتن دارد به مه عقد پرن
وز طره بر برگ سمن مشک مطرا ریخته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جاذبههای شراب و بادهنوشی میپردازد. شاعر به تصویرسازی از زیبایی و جلوههای خاص باده و ساقی میپردازد، همچون ریختن جواهرات و تأثیرات جذاب شراب. این تصاویر خیالانگیز نشاندهندهی لذت و شگفتی ناشی از نوشیدن شراب و زیبایی زنان است. شاعر همچنین به ویژگیهای مسیحایی آب و تأثیر آن بر روح و جسم اشاره میکند. در کل، شعر ترکیبی از زیبایی، عشق و لذت را به تصویر میکشد.