شمارهٔ ۳۱ - تبریک عید و مدح سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
جابر ایوان حمل زینب ده خاور گرفته
یا مکان بر تخت جم شاه فریدون فر گرفته
بزمگاه جشن عید شه زدست درفشانش
همچو گردون گوئیا پیرایه از اختر گرفته
محفل آرای قدر دربار گاه خسروی، جا
تا پی آرایش آن قصر جان پرور گرفته
از شفق می وز فلک ساقی ز خور ساغر گزیده
از پرن نقل از زحل عود از قمر مجمر گرفته
صره های زر به هر سیمین طبق در پیشگاهش
یا سپهری بر زمین برجی پر از اختر گرفته
تا چو سیم وزر نثار بارگاه او کنندش
قرص مهر و مه صفای سیم و رنگ زر گرفته
صد غریو توپ از لب شعله چون تنیین کشیده
صد خروشان کوس از دل نعره چون تندر گرفته
از فغان آن سینه ی افلاک را پر رخنه کرده
وزدخان این گردن خورشید در چنبر گرفته
سوی گردون خاست از هر سود خان پر شراری
با هزاران شاخ سنبل دیدهٔ عبهر گرفته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن توصیفی زیبا از جشن و جشنوارهای در دربار است که به شکوه و زیبایی آن اشاره دارد. جابر ایوان، زینب را به حیات و شکوه میآورد، و فضای جشن مانند تخت پادشاهان قدیم توصیف میشود که با زینتهای آسمانی آراسته شده است. نور و درخشش در این بزم به وضوح دیده میشود و همگی در انتظار زیباییهای بیشتر هستند. صحنه مانند بهشتی از گلها و نورهاست و صدای موسیقی و صفای عطرها هوش را مدهوش کرده است. در این جشن، گفته میشود که آسمان و زمین به هم پیوستهاند و اینجا مکانی است پر از شادی و زیبایی که دلها را شاد میکند.