شمارهٔ ۳۴ - تبریک عید و مدح سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / قطعات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
عید است و بر کاخ حمل زد تکیه شاه خاوری
چون خسرو کیوان محل بر صدر تخت گوهری
از بیم بانگ گاودم گاو فلک ره کرده گم
وز غرش روئینه خم خاک از سکون آمد بری
خرطوم هر پیل دمان کوهی معلق زآسمان
ثعبان موسی بین عیان بر فرق گاو سامری
هندی بتی رشک ملک بر وی چو هندوی فلک
شوخی کش از روئین کجک شد دیو محکوم پری
صحن بساطش از محل ز اجرام انجمن پر خلل
کرده در آن جرم زحل عودی و گردون مجمری
دریاچه ی پهناورش بحری زلال از کوثرش
یک برگ از نیلوفرش این گنبد نیلوفری
عیدی چنین در ملک ری بنشست بر اورنگ کی
شاهی که فرش تخت وی بر عرش جوید برتری
دریا نوال ابر کف فتحعلی شه کز شرف
زیبد به شاهان سلف دربان او را مفخری
تیغش گه دشمن کشی رخشش گه لشکرکشی
آبی است شغلش آتشی برقی است فعلش صرصری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر دربارهی عید و شکوه و جلال شاه است. در این متن توصیفاتی از کاخ شاه و زیباییها و عظمت او به چشم میخورد. شاه همچون خسرو کیوان بر تخت نشسته و فضایی پر از شکوه و رنگ دارد. صحنهی برگزاری جشن عید با تصاویری از طبیعت و نمادهای زیبایی توصیف میشود. از شهرت و قدرت پادشاهی اشاره میشود که در جنگها شجاعت نشان میدهد و بهطور کلی توصیفاتی از شکوه و عظمت سلطنت او به دست میدهد.