نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آمد بهار و ابر هوادار ما شده ست

تا رفته می ز شیشه به ساغر، هوا شده ست

بلبل سواد خوان گلستان شد و هنوز

قمری همین به حرف الف آشنا شده ست

دشوار بود عزم فلک پیش ازین، ولی

آسان به دور ما چو ره آسیا شده ست

خون می چکد ز ناله ی بی اختیار او

مرغ چمن ز دامگه آیا رها شده ست؟

عشقم سلیم می برد از ورطه برکنار

طوفان درین محیط، مرا ناخدا شده ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف بهار و زیبایی‌های آن می‌پردازد. شاعر از تغییرات مثبت فصل بهار صحبت می‌کند و می‌گوید که ابرها برای آنهاست و طبیعت در حال تجدید حیات است. بلبل و قمری از زیبایی‌ها و عشق در گلستان می‌خوانند و نشان‌دهنده حس شادابی و زندگی دوباره هستند. همچنین، شاعر به دشواری‌های گذشته اشاره می‌کند که اکنون به آسانی تبدیل شده‌اند. او احساسات خود را بیان می‌کند و نشان می‌دهد که عشقش او را از مشکلات دور می‌کند و در این دنیای پر طوفان، عشق راهنمای او شده است.