نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۷ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رنگ سخنت زان لب جان پرور سرخ است

رنگین بود آن نقل که از شکر سرخ است

آن لعل که در گوش تو ای زهره جبین است

بر خرمن ما سوختگان اخگر سرخ است

از موج سرشکم چو پر طایر بسمل

مرغان هوا را همه بال و پر سرخ است

از سوختنم دامان آفاق لبالب

چون سوده ی شنجرف ز خاکستر سرخ است

احسان جهان هر چه بود شکوه ندارد

هر زر که برآرند ز آتش، زر سرخ است

پرهیز سلیم از دل افروخته ی ما

دوزخ شرری ز آتش این مجمر سرخ است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به رنگ سرخ و معانی عمیق آن اشاره دارد. شاعر از رنگ سرخ به عنوان نمادی از عشق، درد و احساسات عمیق صحبت می‌کند. سرخ بودن لب و نقل، به زیبایی و شیرینی اشاره دارد، در حالی که آتش و سوختن نشان‌دهنده‌ی رنج و غم است. همچنین، شاعر به تاثیر این احساسات در جهان و ارتباط آن با زندگی و مرگ می‌پردازد. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که هر زیبایی و ثروتی که به دست می‌آید، از آتش و رنج حاصل شده است و از سوختن دل‌ها نشأت می‌گیرد.