شمارهٔ ۲۰۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دلم ز نسبت روی تو مهربان گل است
چو عندلیب همه عمر مدح خوان گل است
شکسته رنگ شود گل چو بیندش به چمن
بهار عارض او باعث خزان گل است
ز دیدن تو درآید به ناله مرغ چمن
چراغ حسن تو گویا ز دودمان گل است
ز فیض گریه ی مجنون، همیشه لیلی را
چو داغ لاله، سیه خانه در میان گل است
به باغ می رود آن شاخ گل سلیم، دگر
بهار در چمن امروز میهمان گل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و محبت معشوق خود اشاره میکند. او احساس عشق و محبت عمیق خود را به معشوقش بیان میکند و او را به گلی زیبا تشبیه میکند که باعث شادی و زندگی در باغ است. همچنین، اشاراتی به درد و اندوه ناشی از دوری از معشوق دارد و به این نکته اشاره میکند که عشق، حتی در فقدان، همچنان بارور و زنده است. در پایان، شاعر به میهمانی بهاری که در کنار گلها برگزار میشود، اشاره میکند که نشاندهنده زیبایی و شادی در عشق است.