نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

همچو بلبل دلم غمین گل است

غنچه گردیده در کمین گل است

در دلم درد، نایب عیش است

بر سرم داغ، جانشین گل است

از نسیمی شکفته می گردد

خنده گویا در آستین گل است

شادی دهر را شگونی نیست

خندهٔ گل، دم پسین گل است

داد بستان ز جام باده سلیم

که خزان سخت در کمین گل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با استفاده از تمثیل‌های گل و بلبل، احساسات غم و شادی را به تصویر می‌کشد. شاعر از دل غمگین خود سخن می‌گوید که همچون بلبل در جستجوی گل است. غنچه‌ای در انتظار شکفتن دیده می‌شود و در دل شاعر، درد و نشاطی همزمان وجود دارد. او به نسیمی اشاره می‌کند که می‌تواند گل را بشکفاند و خنده‌ای که به مانند شادی گل، به زندگی رنگ و وقع می‌بخشد. در نهایت، شاعر از باده سلیم صحبت می‌کند و هشدار می‌دهد که خزان و مشکلات همیشه در کمین هستند.