نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۶ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از عشق حکایت مکن افسانه بزرگ است

هشدار که کم ظرفی و پیمانه بزرگ است

بگذر ز سر عشق [و] تمنای دگر کن

ای مور، ضعیفی تو و این دانه بزرگ است

طفلان همه خندند بر آن پیر که گوید

گستاخ مباشید که دیوانه بزرگ است

در عشق اگر یک نفس آرام ندارد

معذور بود، مطلب پروانه بزرگ است

از چاک دلم مرتبه ی دوست توان یافت

آن را که بزرگ است، در خانه بزرگ است

دیوانه بسی هست به عالم چو سلیما

معلوم ازان نیست که ویرانه بزرگ است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر مضمون و پیامی عمیق درباره عشق دارد. شاعر به ما هشدار می‌دهد که عشق داستانی پیچیده و بزرگ است و ممکن است ما را دچار دردسر کند. او اشاره می‌کند که عشق نیاز به ظرفیتی بزرگ دارد و نباید به سادگی از آن گذشت. عشق برای افراد ضعیف، مانند مورچه‌ای که دانه‌ای بزرگ دارد، می‌تواند دشوار باشد. شاعر همچنین به نگرانی‌ها و دیوانگی‌های ناشی از عشق اشاره می‌کند و تاکید می‌کند که عشق واقعی نیازمند صبوری و فهم عمیق است. در نهایت، او یادآوری می‌کند که در عشق، پیدا کردن دوست و فهمیدن عمق روابط نیز نیازمند دقت و آگاهی است.