نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شبم این روشنی کز آه دیده ست

کجا از شمع مهر و ماه دیده ست

خزان رو بر در باغ که آرد؟

که دیوار مرا کوتاه دیده ست

غم از ویرانی عالم ندارد

گدا این شیوه را از شاه دیده ست

نشد بر تخت شیرین کام یوسف

ز بس تلخی ز آب چاه دیده ست

ز شادی نیست در منزل قرارم

که قاصد یار را در راه دیده ست

سلیم از آن چراغش گشت روشن

که آیینه به آن رو، ماه دیده ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات و دردهای ناشی از شب و تاریکی زندگی اشاره می‌کند. او نور روشنی را یادآور می‌شود که از نگاه اشک‌ها به وجود آمده و از نبود محبت و زیبایی در زندگی‌اش شکایت دارد. به تصویر کشیده می‌شود که حتی باغ هم به خاطر دیوارهای بلند و افکار منفی در حال نابودی است. غم و ویرانی در زندگی او چنان عمیق است که حتی شاه نیز از این وضعیت آگاه شده است. شاعر همچنین به این موضوع اشاره دارد که شیرینی و خوشبختی در زندگی‌اش وجود ندارد و قاصد یار او را در مسیرش نمی‌بیند. در انتها، او به روشنی امیدی که از آینه به ماه تابیده می‌رسد، اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که ممکن است امیدی در دلش باشد.