شمارهٔ ۳۳۷ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون شحنه مرا پنجه ی تقدیر گرفته ست
کو آنکه بپرسد به چه تقصیر گرفته ست
هرجا که به جوش آمده دیوانه ای، از رشک
اعضای مرا رعشه چو زنجیر گرفته ست
ای مرغ چمن، از اثر باد خزان است
کآواز تو چون بلبل تصویر گرفته ست
چون خضر تواند کند اصلاح دل ما؟
ویرانه ی ما را ره تعمیر گرفته ست
مشاطه پی منع سلیم از دل روشن
آیینه ی خود داده و شمشیر گرفته ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات پیچیده و دردناک خود پرداخته است. او از قدرت تقدیر و سرنوشت شکایت میکند که او را در چنگ خود گرفته و نمیگذارد که کسی از علت این وضعیت بپرسد. همچنین شاعر به حالت دیوانگی و حسادت دیگران اشاره میکند که بدن او را دچار لرزش کرده است. او به پرندهای که صدای آن مانند بلبل است، اشاره میکند و میگوید که آواز او تحت تاثیر باد خزان است. شاعر همچنین امید به اصلاح دل خود دارد و به ویرانی وجودش اشاره میکند که نیاز به ترمیم دارد. در نهایت، او به شخصی اشاره میکند که در تلاش است تا دلی روشن داشته باشد، اما در عین حال، سلاحی نیز به همراه دارد که میتواند خطرناک باشد.