نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با مدعی گذشته ام بر کنار بحث

در کوی عشق شعله ندارد به خار بحث

از بهر حل مسئله ی دین اگر بود

با اهل این زمانه مکن زینهار بحث

مستند اهل مدرسه، زان بحث می کنند

ورنه چرا کند به کسی هوشیار بحث

در گلشنی که حاصلش از برق و شعله است

بیهوده می کنند خزان و بهار بحث

مستان کنند در سرمستی به هر نزاع

من می کنم همیشه به وقت خمار بحث

میخانه نیست مدرسه، این گفتگو بس است

زاهد بگیر جام می و واگذار بحث

ما صلح کل سلیم به هر فرقه کرده ایم

با کس کند کسی چه درین روزگار بحث؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با اشاره به مباحثات بیهوده و جدل‌های بی‌پایه در مورد مسائل دینی و فلسفی، به انتقاد از این نوع مرا discussions می‌پردازد. او تأکید می‌کند که در عشق و مسایل عمیق‌تری مانند دین، نباید وارد بحث‌های عقیم شد. به ویژه، می‌گوید که در عصر کنونی، بهتر است به جای مناظره، به صلح و آرامش توجه کنیم. او همچنین تفاوت بین میخانه و مدرسه را یادآور می‌شود و از کسانی که به بحث‌های بی‌فایده می‌پردازند، می‌خواهد که به جای این کار، از نعمت‌های زندگی لذت ببرند. در نهایت، او بر این نکته تأکید می‌کند که همه انسان‌ها باید به یکدیگر احترام بگذارند و در این روزگار نیازی به جدل و منازعه نیست.