شمارهٔ ۳۴۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زین پس سر مینای می ناب سلامت!
تا چند توان گفت که نواب سلامت!
اندیشه فرو رفت به دریای خم می
مشکل که برآرد سر ازین آب سلامت
بگذار مرا در خطر میکده زاهد
بنشین تو در آن گوشه ی محراب سلامت
چون شمع ندیدیم کسی را که درین بزم
بیرون رود از صحبت احباب سلامت
از هند سفر می کنم و شکر ضرور است
کشتی چو برون رفت ز گرداب سلامت
نابود شد اندام شهیدان و چو گلچین
سرها همه در دامن قصاب سلامت
از سنگ حوادث خطری نیست فلک را
تا کی بود این کوزه ی سیماب سلامت
بی باده محال است سلیم ایمنی دل
کشتی نرود جز به سر آب سلامت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق به زندگی و لذتهای آن، به ویژه در میخانه، میپردازد. شاعر از می ناب و جمع دوستان صحبت میکند و به مشکلات و خطرات زندگی در کنار لذایذش اشاره میکند. او بر این باور است که بدون باده (نماد شادی و زندگی)، امنیت و سلامت دل محال است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که برای گذر از مشکلات و حوادث زندگی، باید به استقبال لذایذ رفت و با دوستان به خوشگذرانی پرداخت.