نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۰ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح

گل شب بو شود از نکهت زلفت گل صبح

چمن حسن تو از آب لطافت سبز است

بر رخت زلف بود تازه تر از سنبل صبح

عمر ما صرف هواداری شمع و گل شد

گاه پروانه شامیم [و] گهی بلبل صبح

جام عشرت منه از کف که خزان زود کند

نوبهار چمن عمر تو فصل گل صبح

زلف شام غمم از بس بود آشفته سلیم

شانه گیر است ز آمیزش او کاکل صبح

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و تمایز میان صبح و شب را در نظر می‌گیرد. بلبل که به گل عشق می‌ورزد، از زیبایی‌های معشوق می‌گوید. همچنین، شاعر به لطافت و سرسبزی چمن به خاطر حضور معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عمر او در پیوستگی با عشق و زیبایی معشوق سپری شده است. همچنین، شاعر با اشاره به خزان و فصل گل، به زودگذر بودن زندگی و لزوم بهره‌برداری از لحظات خوش اشاره می‌کند. در نهایت، او از درد و غم خود، به خاطر عشق آشفته‌اش، سخن می‌گوید.