شمارهٔ ۳۹۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ابر چشمم چون به عزم گریه دامان بشکند
خنده در زیر لب گل های خندان بشکند
خانه زاد عشقم، از آشوب دورانم چه باک
موج را کشتی کی از آسیب طوفان بشکند
عشق تأثیری ندارد در تو ای راحت پرست
از دل سخت تو ترسم تیغ مژگان بشکند
این گلستان را ز بس آب لطافت داده اند
رنگ گل از آفتاب روی خوبان بشکند
جان بده اول سلیم، آن گه قبول عشق کن
عهد را هرکس که آسان بست، آسان بشکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تأثیرات عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. شاعر احساساتی عمیق از غم و اندوه دارد و به سختیهای زندگی اشاره میکند. او به عشق و زیباییهای آن اشاره میکند، اما همچنین به آسیبپذیری و شکستن عواطف نیز میپردازد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که کسانی که به راحتی عهود و پیمانها را میشکنند، در واقع از عمق عشق و احساسات دور هستند.