نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۸ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شمع، برقع ز پی پاس تجلی دارد

پرده ی صورت فانوس چه معنی دارد

کار در عشق رسانده ست به جایی مجنون

که سیه خانه ز پیراهن لیلی دارد

خانه ای نیست که بی سایه ی قدش باشد

گرچه سرو است، ولی عادت طوبی دارد

دیگر از بهر رفوکاری چاک دل کیست

که گل از خار به کف سوزن عیسی دارد

طالب آملی ای کاش شود زنده سلیم

تا بداند سخن تازه چه معنی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی‌های ناشی از آن است. شاعر به تجلی عشق و زیبایی اشاره می‌کند و می‌گوید که در عشق به جاهایی رسیده است که مجنون، حتی در خانه سیاه خود، لباس لیلی را دارد. همچنین اشاره می‌کند که هیچ خانه‌ای نیست که سایه معشوق در آن نباشد، حتی اگر ظاهر آن خانه عادی باشد. شاعر به جستجوی مفهوم عمیقِ عشق و سخن‌های تازه اشاره دارد و آرزو دارد که طالب آملی نیز زنده شود تا از این معانی آگاه شود. به طور کلی، شعر به عمق و پیچیدگی‌های عشق و تأثیر آن بر زندگی انسان‌ها می‌پردازد.