نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زین چمن گر لاله ذوق از تاج شاهی می‌برد

غنچه سر در جیب خویش از بی‌کلاهی می‌برد

حاصل کردار خود دارد به دامن هرکه هست

می‌رود برق و ز خرمن رنگ کاهی می‌برد

کاش بخت تیره از سر سایه بردارد مرا

برق ره بر خرمن من زین سیاهی می‌برد

رهرو عشق تو آسایش چه می‌داند که چیست

پای در آب از برای خار ماهی می‌برد

پاک نتواند کند کین مرا زان دل سلیم

آب چشم من که از مژگان سیاهی می‌برد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به طبیعت و احساسات انسانی می‌پردازد. شاعر به زیبایی‌های چمن و گل لاله اشاره می‌کند و از غم و ناکامی‌های خود سخن می‌گوید. او از بی‌کلاهی و فقدان بخت خوب ابراز ناامیدی می‌کند و به دردهای عاطفی‌اش اشاره دارد. در نهایت، شاعر به عشق و رنج‌های ناشی از آن پرداخته و احساساتی را که از چشم‌هایش می‌ریزد، توصیف می‌کند. شعر به نوعی استعاره‌ای از مشکلات و دردهای زندگی و عشق است.