نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۱ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کامم ز جهان گوهر نایاب برآمد

نانم ز صدف خشکتر از آب برآمد

بر کشتی صد پاره ی من بس که دلش سوخت

چون ابر سیه، دود ز گرداب برآمد

از میکده بگذر که به گرداب خم می

هرکس که فرو رفت ز محراب برآمد

از بس که مرا رشک به بی تابی او بود

کام دلم از کشتن سیماب برآمد!

چون دود که خیزد از سر شمع، شبم را

این تیرگی از گوهر شب تاب برآمد

در شعله خرامان رود آن گونه که گویی

پروانه به سیر شب مهتاب برآمد

موقوف صفیری ست سلیم آگهی ما

از ناله ی بلبل دلم از خواب برآمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تجربیات و احساسات عمیق خود سخن می‌گوید. او به نایابی لذت‌ها و سختی‌های زندگی اشاره می‌کند و از دردهای عاطفی ناشی از عشق و جدایی می‌گوید. به تصویر کشیدن مسائلی چون سوختن دل، به یادآوری زندگی و زیبایی‌های آن در تاریکی، و ناله بلبل به عنوان نمادی از غم و خواب بیداری از احساسات است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و شاعرانه، عمق احساسات خود را به تصویر می‌کشد و به نوعی به جستجوی معانی و زیبایی‌های زندگی می‌پردازد.