نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۷ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

روزگار از چمن وصل توام دور افکند

آن سرشکم که مرا از مژه ی حور افکند

چون صبوحی زده از خانه برآمد، خورشید

روشنی را ز حجاب رخ او دور افکند

حسن مغرور چو شمشیر جفا کرد بلند

خویش را شور جنون بر سر منصور افکند

تاب سرپنجه ی اقبال سلیمان داری

دست بتوانی اگر در کمر مور افکند

شب که سر داد دلم آه به سیاره سلیم

آتشی بود که در خانه ی زنبور افکند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و غم انگیز شاعر است. او از دوری و جدایی از معشوق خود رنج می‌برد و به توصیف زیبایی او می‌پردازد که همچون صبحی درخشان است. همچنین، شاعر به تعبیر احساسات خود می‌پردازد و تنهایی و دلتنگی‌اش را با تصاویری از جفا و جنون بیان می‌کند. در نهایت، شعر به حس سوزناک شب و آتش درون دل اشاره دارد که به خاطر این جدایی در او شعله ور شده است.