شمارهٔ ۴۴۱ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
از عکس رخش که تاب دارد
آیینه گلی در آب دارد
از خال، بیاض گردن او
صد نقطه ی انتخاب دارد
خواهد گردید کشته در عشق
سیماب چه اضطراب دارد؟
گنجایش یک نگه درو نیست
چشم تو ز بس که خواب دارد
از صبح چه غم چراغ ما را
پروانه ی آفتاب دارد
زنهار که از دکان ایام
آتش نخری که آب دارد!
هر چیز ازو سلیم پرسند
کلکم به زبان جواب دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای محبوبی میپردازد و احساسات عاشقانه شاعر را بیان میکند. شاعر از زیبایی چهره و ویژگیهای ظاهری محبوبش، مانند خال و چشمانش، سخن میگوید و اضطراب عشق را به تصویر میکشد. او همچنین به غم و اندوهش اشاره میکند که پروانهای به دور آفتاب است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که هر چیزی را که از عشق بپرسند، او با کمال میل پاسخ خواهد داد. شعر به مفهوم عشق، زیبایی و حساسیتهای آن میپردازد.