نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۹ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چشم توام ز هوش تهیدست می کند

یک سرمه دان شراب، مرا مست می کند!

منعم مکن که گریه ی مستانه را دلم

چنان که می به جام و سبو هست، می کند

آرام، سازگار اسیران عشق نیست

بلبل فغان به شاخ چو بنشست، می کند

فریاد شد ز خانه ی همسایگان بلند

مطرب ز بس که زمزمه را پست می کند

آن باغبان که همت خود را بلند کرد

دیوار اگر کند به چمن، پست می کند

سوز دلم ز آبله لشکر کشیده است

هرجا که رو نهد چو کف دست می کند

تا کرده اند نسبت او را به گل سلیم

بوی گلم چو مرغ چمن مست می کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عاشقانه و درونی شاعر اشاره دارد. شاعر از قدرت چشم محبوب و تأثیر آن بر روی خود سخن می‌گوید، همچنین از تأثیر شراب و گریه‌های مستانه که دلتنگی را به تصویر می‌کشد. او بیان می‌کند که عشق آرامی برای اسیران خود ندارد و بلبل که نماد عشق و وفاداری است، همچنان فریاد می‌زند. در ادامه، شاعر به سرنوشت و تلاش باغبانی اشاره می‌کند که برای دوست داشتن، دیواری را خراب می‌کند و به سوز دل خود از درد عشق می‌پردازد. در نهایت، او نسبت محبوب را به گل سلیم می‌دهد و بوی خوش آن را هم‌چون مستی برای خود می‌داند. کل شعر حالتی عاشقانه و پر از احساس و دردهای عاطفی دارد.