شمارهٔ ۴۸۲ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در چمن ای گلرخان تا چند منزل خوش کنید
یا به چشم من گذارید و مرا دل خوش کنید
دلنشین باشد حدیث عشق در وارستگی
موج دریا چند، ای یاران ز ساحل خوش کنید
هر ادایی در حقیقت ره به جایی می برد
هرچه می بینید از مجنون و عاقل خوش کنید
جلوه ی خوبان، قیامت در جهان انگیخته ست
کشتگان از خاک برخیزید و قاتل خوش کنید
گفتگویی کز غرض باشد، ندارد اعتبار
عیش را دیوانه دارد، عاقلان دل خوش کنید
گوشه ی صحرا و دامان بیابان هم خوش است
چون سلیم ای همنشینان چند محفل خوش کنید؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیباییهای عشق و دلخوشی سخن میگوید. او از گلرخان میخواهد که زندگی را برای او زیبا کنند و به یادآوری لحظات خوشی در عشق تأکید میکند. شاعر اشاره میکند که هر نوع رفتاری به نوعی به هدفی میرسد و در نهایت، زیبایی افراد و عشقهای مختلف را ستایش میکند. او بیان میکند که گفتگوهای بیهدف هیچ ارزشی ندارند و از یاران خود میخواهد که به همراهش لحظاتی شاد و خوش بگذرانند. در پایان، شاعر از زیباییهای طبیعت و سادگی زندگی در صحرا سخن میگوید و به دوستانش دعوت میکند که از این لحظات بهرهمند شوند.