شمارهٔ ۴۹۷ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
کسی را در فغان ناله چون محبوب میخواهد
اگر خاموش گردد، همچو آتش چوب میخواهد
دماغ آشفته بسیارند در کنعان شوق، اما
نسیم پیرهن میگردد و یعقوب میخواهد
ز بس در هر دیاری یار دور افتادهای دارم
به هرسو میپرد مرغی، ز من مکتوب میخواهد
خدایا دور داری آن حریف بیتمیزی را
که بد میفهمد و از ما سخن را خوب میخواهد
سلیم آن بیوفا آخر وفا بر وعده خواهد کرد
ولیکن عمر نوح و طاقت ایوب میخواهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی longing و آرزوی عشق و محبوب است. شاعر به احساسات عمیق خود اشاره میکند که هر کسی در فغان و نالهاش، خواهان محبوب است. اگرچه خاموشی عاشق مانند آتش سوزاننده است، اما او همچنان به دنبال نشانههایی از عشق و ارتباط با معشوق خود است. شاعر در تضاد با آرزوهایش، به دوری یار و دلتنگی اشاره دارد و اینکه در هر کجا که میرود، روح و احساسش گرفتار عشق است. سپس دعایی برای حفظ فاصله از شخصیتی بدبین میکند که عشق را نادرست درک میکند. در نهایت، به ناامیدی اشاره میکند که با وجود وفا در وعدههای بیوفا، انتظار طولانی و طاقتفرسائی نیاز دارد.