نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۵ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

فغان کز دِیْر، زاهد سبحه را بگسسته می‌آرد

ز کوی می‌فروشان توبه را بشکسته می‌آرد

غم‌خانه چرا داری که گر غارتگرت عشق است

ترا با خانه چون مرغ قفس، در بسته می‌آرد

برای سود و سودا رو به آتشخانهٔ دل کن

که هرکس مشت خاری می‌برد، گلدسته می‌آرد

روان کن زر برای می، که زر آن سرخ عیار است

که تا رفته، سبو را دست و گردن بسته می‌آرد!

سپند ای شاخ گل، حسن ترا در کار اگر باشد

ز آتش شوق ما پیش تواَش برجسته می‌آرد

سلیم ایام را در عیب‌پوشی نیست تقصیری

برای هرکه کوتاه است، کفش جسته می‌آرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و سستی در توبه و دوری از خوشی‌ها صحبت می‌کند. شاعر به زاهدان و افراد طلبکار اعتراض می‌کند که چرا از عشق و لذت‌های زندگی دوری می‌کنند. او تأکید می‌کند که عشق واقعی می‌تواند انسان را از قفس محدودیت‌ها آزاد کند و به سوی شوق و شادی هدایت کند. همچنین اشاره می‌شود که نباید به عیب‌ها و مشکلات زندگی پرداخت، چرا که هر کس اعمال خوب و بد خود را دارد. در نهایت، شاعر به اهمیت شوق و عشق در زندگی اشاره می‌کند و معتقد است که این احساسات می‌توانند انسان را به سوی خوشی‌های واقعی سوق دهند.