نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مشاطه خم گیسوی جانانه نسازد

از پنجه ی خورشید اگر شانه نسازد

روشن نشود دلبری شمع، کسی را

تا سرمه ز خاکستر پروانه نسازد

با مستی یک هفته، بگویید چمن را

کز لاله و گل این همه پیمانه نسازد

دلگیر شود شمع چو در خلوت فانوس

از موم بجز صورت پروانه نسازد

عشقم به خرابات کشید از در کعبه

رسوایی مجنون به سیه خانه نسازد

سیلاب سرشکی که سلیم از مژه ریزد

مشکل که جهان را همه ویرانه نسازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و پیچیدگی عشق و دل‌باختگی اشاره دارد. شاعر می‌گوید که زیبایی و جذابیت یک فرد نمی‌تواند از خود به تنهایی حاصل شود و به عوامل دیگری وابسته است؛ همچنین ابراز می‌کند که عشق واقعی و عمیق، درد و رنج خاصی به همراه دارد. او به تصویرسازی از شمع و پروانه اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق و پرشوری که در دل دارد، می‌تواند منجر به رسوایی و ویرانی شود. این شعر در نهایت به تضادهای عشق و تاثیرات آن بر زندگی انسان‌ها می‌پردازد.