شمارهٔ ۵۲۹ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کردهام در گوشهٔ ایران قناعت کار خود
بس بود هندوستانم سایهٔ دیوار خود
همچو بال مرغ بسمل مضطرب گردد، اگر
افکند موم دلم مطرب به موسیقار خود
شوق مستی در درون خُم مرا جا داده است
هرکه را بینی، فلاطونی بود در کار خود
گر نسیمی عزم رفتن میکند، من همرهم
زین گلستان بستهام همچون شکوفه، بار خود
این غزل در هند و مطلع را در ایران گفتهام
منفعل دارد سلیم ایامم از گفتار خود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به احساس قناعت و رضایت از زندگی در ایران اشاره میکند و تأکید میکند که این رویکرد کافی است و نیازی به سرزمینهای دیگر مثل هندوستان ندارد. او به تشبیه مرغ بسمل میپردازد و بیان میکند که دلش مضطرب است و به موسیقی و هنر عشق میورزد. شوق و مستی در درون او وجود دارد و همه انسانها را فلسفی میبیند. او همچنین به تعطیلی و بسته بودن گلستانی اشاره میکند که همچون شکوفهای بارور است. در نهایت، از تأثیر روزگار و سخنانش بر زندگیاش میگوید.