شمارهٔ ۵۳۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کرشمهٔ تو اگر دست از شراب کشد
ز باده، دست و دهن را سبو به آب کشد
تو چون پیاده روی، شاخ گل عنان گیرد
وگر سوار شوی، ماه نو رکاب کشد
به بزم حسن، رخ او کنایهٔ خوبی
به ماه گوید و بر گوش آفتاب کشد
خوش آن حریف که همچون حباب می دایم
به باده دامن آلوده را به آب کشد
سلیم رو به خرابات کن ز راه حرم
چه لازم است کسی این همه عذاب کشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره دارد. شاعر میگوید اگر معشوق از شراب دست بکشد، چهرهاش به اندازهای زیباست که سبو و باده را به تسلیم وا میدارد. او در ادامه به قدرت جذابیت معشوق اشاره میکند که حتی به ماه و آفتاب هم نگاه میکند و آنها را تحت تاثیر قرار میدهد. شعر همچنین به خوشی و شادمانی در میخانه اشاره دارد و میگوید که خوب است یارانی مانند حباب داشته باشیم که در خوشیها شرکت کنند. در پایان، شاعر از سلیم میخواهد که به سوی خرابات برود، زیرا تحمل عذابهای بیمورد در حرم لازم نیست. این متن به نوعی دعوت به لذت و شادمانی در زندگی است.