نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۲ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گلستان را سرو نوخیز قدش آباد کرد

فتنه را شاگردی مژگان او استاد کرد

بس که مرغان چمن از دام او ترسیده اند

سرو را قمری خیال سایه ی صیاد کرد

جای ماتم نیست چون روز شهادت می رسد

عید قربان است، می باید مبارکباد کرد

می کنم چندان که فکر آشنایان وطن

نیست در یادم کسی کو را توانم یاد کرد

از خس و خاری که بلبل را ز گل در دل شکست

آشیانی می تواند بهر خود آباد کرد

بر ورق صد صورت شیرین کشم هردم سلیم

عشق در دستم قلم را تیشه ی فرهاد کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به زیبایی و استواری یک سرو نوخیز می‌پردازد و تأثیر آن بر گلستان و مرغان چمن را توصیف می‌کند. شاعر اشاره می‌کند که در روزهای سخت و فاجعه‌آمیز، باید به عید قربان خوشامد گفت. او به فکر دوستان و آشنایان می‌افتد و از دردهای ناشی از جدایی و ناکامی‌ها می‌گوید. شاعر همچنین اشاره دارد که می‌تواند با عشق و هنر خود، آثاری زیبا خلق کند و در این راه، قلمش را همچون تیشه‌ای برای شکستن سنگ‌های سخت می‌بیند. در کل، این شعر ترکیبی از عشق، امید و زیبایی است.