شمارهٔ ۵۹۴ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
مرا معانی کوتاه، دلپسند نباشد
چو کر نمی شنوم تا سخن بلند نباشد
اگر بود ز من آزرده مدعی عجبی نیست
ز مومیایی، راضی شکسته بند نباشد
خراب گرمی هنگامه ی پیاله کشانم
که غیر دانه ی سبحه درو سپند نباشد
به قید عشق درآی و خلاص شو که درین دشت
حصار صید بجز حلقه ی کمند نباشد
کسی که دید ترا، بست دیده از همه عالم
اسیر عشق تو مشکل که چشم بند نباشد
در آن دیار که باشد سلیم رسم جدایی
دم مسیح به بیمار سودمند نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عواطف عمیق و احساسات عاشقانه است. شاعر به دنبال معانی عمیق و سنجیده است و به بیمعنایی و سطحینگری انتقاد میکند. او به چالشهای عشق و جدایی اشاره دارد و بیان میکند که در دنیای عشق واقعی، محدودیتها و دردهای مختلف وجود دارد که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. همچنین به امید و نیاز به عشق و پیوند عاطفی، حتی در شرایط سخت و دشوار، اشاره میکند. در نهایت، شاعر میخواهد بگوید که تنها در عشق و آزادی از قیدهای اجتماعی است که میتوان به حقیقت و معنا رسید.