نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نگذرد فتنه ز راهی که پی او باشد

از برای چه کسی این همه بدخو باشد

مار هرچند ضعیف است، نه آخر مار است؟

ایمن از زلف مشو گر همه یک مو باشد

برهمن را ز پرستیدن بت منع مکن

شاید ای شیخ که حق بر طرف او باشد

چون تواند کسی از خاک وطن سر پیچد؟

خشت خم دختر رز را گل سرشو باشد

می کند راز جهان در نظرم جلوه سلیم

جام جمشید مرا کاسه ی زانو باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به صورت کلی به بررسی فتنه‌ها و چالش‌های زندگی می‌پردازد. شاعر به وجود بدی و خطرات اشاره می‌کند، حتی در کوچک‌ترین و ضعیف‌ترین موجودات مانند مار. او هشدار می‌دهد که از زیبایی‌های فریبنده (مثل زلف) نباید غافل شد. همچنین به نقد پرستش بت‌ها و اتکا به ظواهر اشاره می‌کند و بر حق و حقیقت تأکید دارد. در نهایت، اشاره به رازهای جهان و جستجوی معانی عمیق در زندگی می‌کند، که می‌تواند به دنبال کمال و حقیقت باشد.