نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳۷ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به بی‌پروایی ما غافلان، تقدیر می‌خندد

چو شیری کز کمین بر شوخی نخجیر می‌خندد

جوانان ناتوانی‌های پیران را چه می‌دانند

کمان دارد ز سستی پیچ و تاب و تیر می‌خندد

تبسم چون کند آغاز، جان بخشد جهانی را

ز تمکین گرچه همچون صبح محشر دیر می‌خندد

زمانه کین مظلومان ز ظالم می‌کشد آخر

به پیش اهل معنی، زخم بر شمشیر می‌خندد

سلیما آنچنان بر فرش راحت تکیه‌ای دارد

که بر دیبای بستر، غنچهٔ تصویر می‌خندد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بی‌پروایی و غفلت انسان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که تقدیر به این غفلت می‌خندد، مانند شیری که از کمین بر شوخی شکارچیان می‌خندد. جوانان از ناتوانی‌های پیران بی‌خبرند و در نتیجه خود را در دنیای خطرناک قرار می‌دهند. تبسم و خنده، هر چند تاخیر داشته باشد، جان‌بخش جهانی است. زمانه بر مظلومان ظلم می‌کند و این حقیقت به معنای واقعی برای اهل نظر آزاردهنده است. در نهایت، شاعر به آرامش سلیمان اشاره می‌کند که بر فرش راحت تکیه کرده و این تصویری از خوشبختی و آسایش است که به آن می‌خندد.