شمارهٔ ۶۵۰ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بیسبب مردم به قید نام و ننگ افتادهاند
همچو خیل مور در این راه تنگ افتادهاند
در تلاش سوختن، چون کاغذ آتش زده
داغهای سینهام با هم به جنگ افتادهاند
از زبانها خود چه گویم، گوشهای دوستان
با سخن همچون گل رعنا دورنگ افتادهاند
ما به بند خود گرفتاریم، حال ما مپرس
نیکبخت آنان که در قید فرنگ افتادهاند
ره کسی بر عذر او نگرفته، مشتاقان سلیم
بیسبب دنبال آن آهوی لنگ افتادهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بررسی وضعیت مردم میپردازد که بدون دلیل به قید نام و ننگ گرفتار شدهاند، مانند مورهایی که در مسیری باریک و تنگ قرار گرفتهاند. آنها در تلاشی بیهوده به سوختن شبیه کاغذهایی آتشزده هستند و دردهای درونیشان با یکدیگر در حال نبرد است. شاعر از اینکه نمیداند چگونه احساساتش را بیان کند، ناراضی است در حالی که دوستانش هم به گوشهای خود اعتماد ندارند. او به وضعیت خود و دیگران اشاره میکند که در بند و گرفتارند و میگوید خوشبخت کسانی هستند که در قید و بندهای جدید و مدرن قرار دارند. همچنین اشاره میکند که کسی به دنبال بهانهای برای عذرخواهی نیست و فقط به دنبال چیزهایی بیهدف و نامشخص میگردند.