نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۵ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دلم آن پر عتاب می طلبد

ترک مستی کباب می طلبد

ساده لوح آنکه در ولایت حسن

گرمی از آفتاب می طلبد

آب خواهد ز تشنه در دریا

آنکه از ما شراب می طلبد

بخت در گریه خواهدم دایم

هرچه شور است، آب می طلبد

دل ضرورش مگر شده ست سلیم؟

که به این اضطراب می طلبد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به دنبال عشق و احساسات عمیق است. او از دل می‌خواهد که عتاب و محبت بیشتری را تجربه کند و اشاره می‌کند که افرادی که در عشق سادگی می‌کنند، در واقع گرمی و زیبایی را طلب می‌کنند. او به تشنگی دلش اشاره دارد و می‌گوید که مانند یک تشنه در دریا، به جای آب، عشق و شراب می‌طلبد. در نهایت، بیان می‌کند که برای رفع این اضطراب و درد درونی، دلش به آرامش نیاز دارد.