شمارهٔ ۶۵۱ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
در آزار دلم طفلی که از گردون سبق دارد
ز شرم کشتنم شمشیرش از جوهر عرق دارد
ز بس افروخت از تاب می گلرنگ، پنداری
ز عکس چهره ی او صبح آیینه شفق دارد
دم سرد ترا زاهد در اینجا نیست تأثیری
که جام از گرمی هنگامه ی مستان عرق دارد
حریفان را بگویید این همه دفتر، چه در کار است
که آیینه سکندرنامه را بر یک ورق دارد
چو غنچه نقد خود را در گره بستن نمی داند
به رنگ گل، دل ما هرچه دارد در طبق دارد
سلیم از خدمت من نیست غافل، دوست میداند
که در پرودن بت برهمن بسیار حق دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر دربارهی احساسات عمیق و دردهای درونی فردی است که در عشق و دلبستگی خود به کودکی بیگناه و زیبا فکر میکند. او به تأثیر گرمای عشق و زیباییها اشاره میکند و تأکید میکند که زاهدان درک درستی از حال و هوای عاشقانه ندارند. شاعر همچنین به تضاد میان زیبایی و اندوه پرداخته و به این نکته اشاره میکند که عشق واقعی و ارزشهای آن تنها در دلهای پاک و ایجاد ارتباط واقعی قابل درک است. در نهایت، با اشاره به عدم توجه به زیبایی و گوشهنشینی، به اهمیت عشق و ارتباط انسانی میپردازد.