شمارهٔ ۶۵۲ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سر کن سخنی تا دل بدحال گشاید
کز باد نفس، غنچه ی تبخال گشاید
پیچیدگی زلف سخن، حسن کلام است
دایم دلم از همدمی لال گشاید!
بی رخصت معشوق، سفر شرط وفا نیست
مرغ چمن از مصحف گل فال گشاید
چون بند قبایی که گشایند ز گرما
از آه دلم مرغ هوا بال گشاید
سنگ کف دیوانه ی مسکین همه بینند
کس نیست که تا دامن اطفال گشاید
در وعده ی وصلی که دهد، صبر ضرور است
یک غنچه درین باغ به صد سال گشاید!
در کنج دهانی که سلیم از غم آن مرد
چون صفر پی بوسه دهان خال گشاید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف احساسات عمیق خود میپردازد و بیتابی عشق و انتظار را به تصویر میکشد. او میگوید که برای تحمل غمها و دل تنگیها، لازم است که سخنی از عشق گفته شود تا دل شاد شود. همچنین به پیچیدگیهای کلام و زیباییهای عشق اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که بدون اجازه معشوق، وعدهی وفا بیمعناست. در خلال این ابیات، شاعر از انتظار و صبر در عشق نیز صحبت میکند و تصاویری از زیباییها و دردهای عاشقانه ارائه میدهد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق حقیقی نیازمند صبر و تحمل است.