نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۶ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ماند ای شیخ، که مانی به ابابیل سفید

همچو گنبد به سر گور تو مندیل سفید

هر سر موی تو پیداست ز زیر جامه

چون سیاهی سرتر بود ز قندیل سفید

محک حال بد و نیک جهان نزدیک است

می نماید ز ره دور سیه، میل سفید

بس که در مملکت هند، مغول خوار شده ست

می کند خاک سیه بر سر خود فیل سفید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف وضعیت و حال انسان‌ها و تضاد بین خوب و بد می‌پردازد. شاعر از شیخی یاد می‌کند که در کنار گوری با دستمال سفیدی قرار دارد. او به تفاوت‌های ظاهری اشاره می‌کند، مانند موهای سر که از زیر لباس پیداست و رنگ سیاه آن بر رنگ سفید نور می‌زند. همچنین به حالاتی اشاره می‌کند که در زندگیِ مردم، نیکی و بدی نزدیک به هم هستند. در نهایت، شاعر به مملکت هند و وضعیت مغولان اشاره می‌کند که در حال تحقیر و درماندگی هستند و بر سر خود خاک سیاه می‌ریزند. موضوع کلی شعر به تأمل در زندگی و تضادهای آن مربوط می‌شود.