شمارهٔ ۶۶۳ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پر شکوه مکن، خاطر آن ماه نگه دار
آیینه به دست است ترا آه نگه دار
شرمنده شو ای دل، گله تا کی کنی از دوست
گر رشته دراز است، تو کوتاه نگه دار
صرف ره او کن همه اسباب جهان را
بنشین به دل جمع و سر راه نگه دار
بی داغ برون رفتن ازین باغ شگون نیست
از لاله بچین برگی و همراه نگه دار
رفتند چو خورشید به افلاک حریفان
چون سایه تو خود را همه در چاه نگه دار
در لقمه ی درویش بود لذت دیگر
یک کاسه ی چوبین تو هم ای شاه نگه دار
در خانه هم از گام زدن گرم طلب باش
سر رشته ی این کار چو جولاه نگه دار
دل را به غم عشق مده مفت سلیما
داغی تو هم ای سوخته تنخواه نگه دار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که درباره عشق، اشتیاق و نگهداری از احساسات صحبت میکند. شاعر از دل میخواهد که به جای شکایت و گله، محبت را در دل نگه دارد و به عشق توجه داشته باشد. او همچنین اشاره میکند که باید در مسیر عشق قدم برداشت و از لذتهای درونی زندگی، حتی در شرایط سخت، بهرهمند شد. در نهایت، شاعر از دل میخواهد که غم عشق را در خود نگه دارد و به جای تسلیم شدن، استقامت داشته باشد.