شمارهٔ ۶۶۹ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مست گر نیستی از شیوهٔ مستان مگذر
قطره ی آب گهر باش و ز طوفان مگذر
پا به اندازه کشیدن روش اهل دل است
همه تن اشک شو و از سر مژگان مگذر
دیدن قاصد بی مژده، غم آرد ای باد
نکهت پیرهنت نیست، به کنعان مگذر
ابر از سایه درو دام جنون افکنده ست
گر ز من می شنوی، سوی گلستان مگذر
ما درین بادیه چون ریگ روانیم سلیم
تو که مرغ چمنی، سوی بیابان مگذر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به افرادی که به حالت مستی و عشق نرسیدهاند، هشدار میدهد که از مسیر مستانه بگذرند. او توصیه میکند که همچون قطرهای از آب، از طوفان زندگی نگران نباشند. همچنین به اهمیت اندیشه و احساسات عمیق اشاره دارد و میگوید که باید با اشک و غم، درک عمیقتری از زندگی پیدا کرد. دیدن قاصدی که خبری خوش ندارد، غمآور است و اشاره به این دارد که نباید به مکانی بیخبر از عشق و شادی رفت. در نهایت، شاعر به حرکت و گذر در زندگی اشاره میکند و میگوید، ما مانند ریگهایی در بیابان هستیم و نباید از مسیر صحیح دور شویم.