شمارهٔ ۶۹۵ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر کجا گرم است بازار ادب، محجوب باش
فتنه ای در هر کجا گل می کند، آشوب باش
صولت جلاد را حاجت به تیغ تیز نیست
طفل خونریز مرا شمشیر گو از چوب باش
خامه دایم از زبان خویش زحمت می کشد
بی زبان با خوبرویان حرف زن، مکتوب باش
همچو شاخ گل، طبیب هر دماغ آشفته شو
هوشمندان را گل و دیوانگان را چوب باش
دختر رز گر همه باشد، مشو سرگرم او
در طریق عشقبازی امت یعقوب باش
در میان جاهل و کامل بود فرقی سلیم
مدعی گر با تو بد باشد، تو با او خوب باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان نکات اخلاقی و اجتماعی میپردازد. شاعر میگوید در محیطهای گرم و پرتنش، باید متین و با ادب باشیم. حتی در مواجهه با فتنهها و آشوبها، باید آرام و کنترل شده عمل کنیم. همچنین، اشاره میکند که قدرت واقعی در ادب و صلاحیت نهفته است، نه در زور و قدرت جسمی. شاعر توصیه میکند که باید با افراد خوب و زیبا با کلام درشت و بیزبان درمیافتیم و در عین حال باید در مقابل دیوانگان، با آرامش و دلجویی رفتار کنیم. او همچنین بر این نکته تأکید دارد که در عشق و روابط، نباید درگیر زیبایی ظاهری شد و باید از طرفی در کنار افراد با فضیلت، خود را حفظ کنیم و در برابر ناخوشیها با نیکی پاسخ دهیم. در نهایت، شعر بر این نکته تأکید میکند که انسان باید در مقابل جهالت و نادانی، خود را پیشرفته و با فضیلت نگهدارد.