نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا چند کنی خون دل صاحب نظران را

بر سنگ زنی شیشه ی خونین جگران را

از یاری اختر مطلب کام در افلاک

با سنگ در خانه مزن شیشه گران را

با غارت عشق تو چه از داغ دل آید

از مهر سر کیسه چه غم، کیسه بران را

ما را غم خود نیست، ولی چند توان دید

چون ریگ روان، تشنگی همسفران را

بگذر چو قیامت به سر خاک شهیدان

از خویش خبردار کن این بی خبران را

دل را غم خود بس، که جز آسیب نبیند

بر سینه زند شیشه چو سنگ دگران را

جز عیب سلیم اهل حسد کار ندارند

نبود هنری بهتر ازین بی هنران را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حسرت و درد ناشی از مشکلات زندگی و عشق می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که صاحبان نظر و خرد هم به بیماری‌های دل دچارند، و با سنگ زدن به شیشه‌های گرانبها (که نشان از آسیب‌پذیری دارند) به نوعی به تخریب زیبایی‌ها می‌پردازند. او می‌گوید که در عشق و مهر چیزی جز درد و غم نمی‌زند و به تاسف از اینکه خودشان غم خاصی ندارند اما نمی‌توانند رنج دیگران را نادیده بگیرند، اشاره می‌کند. شاعر این درد را به مثابه دردی عمومی می‌بیند که همگان را تحت تاثیر قرار می‌دهد و تاکید می‌کند که اهل حسد اطراف او فقط به عیب‌جویی مشغول‌اند و هیچ هنر یا هنری ندارند. در نهایت، این شعر تصویرگر زندگی پر از سختی و ناکامی است که انسان‌ها با آن روبه‌رو هستند.