نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹۴ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ما چو مرغان قفس، زمزمه در دل داریم

در پر و بال زدن عادت بسمل داریم

چون جرس، بیضهٔ فولاد به فریاد آید

گر ز لب سر زند آن ناله که در دل داریم

عذر ما گرم روان سستی توفیق بس است

در بیابان طلب، همره کامل داریم

دانه ی خرمن ما بیضه ی مور است تمام

دل ما خوش که درین مزرعه حاصل داریم

ما درین بحر نه موج و نه حبابیم سلیم

چشم بر ورطه همیشه، نه به ساحل داریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حسرت و آرزوهای ناگفته است. شاعر به تشبیهی زیبا از مرغان قفس استفاده می‌کند و از درون خود احساساتی عمیق و ناتوانی در پرواز و آزادی را ابراز می‌کند. او به نوعی از گمراهی و سردرگمی در مسیر زندگی اشاره دارد و به این نکته می‌پردازد که اگرچه تلاش می‌کند، اما مانع‌هایی وجود دارد که به او اجازه نمی‌دهند به هدفش برسد. در انتها، شاعر احساس می‌کند که زندگی‌اش همانند دریا بدون موج و حباب است، همیشه در جستجوی ساحل و امید.