شمارهٔ ۷۹۹ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز شوقت گاه در دنبال گل همچون صبا افتم
گهی بر دست و پای گلرخان همچون حنا افتم
دگر راهی نهاده شوق در پیشم که از شادی
به پای خویشتن در هر قدم چون نقش پا افتم
درین ضعفم مددکاری به راه شوق میباید
به خضرم دسترس چون نیست، در پای عصا افتم
مرا کاری به جز افتادگی چون نیست در عالم
گر از خاک در میخانه برخیزم، کجا افتم
چه نقصانی مرا بر پایهٔ قدر و شرف دارد
اگر بر خاک ره چون سایهٔ بال هما افتم
مرا طالع به سوی مقصدی هرگز نشد رهبر
به خاک ناامیدی چند چون تیر خطا افتم؟
ز قسمت زان نمینالم، که همچون دانه میدانم
ز چنگ مور اگر گردم رها، در آسیا افتم
نیم غمگین اگر بخت سیه آوارهام دارد
چو خال روی خوبان خوشنمایم، هرکجا افتم
به درویشی سلیم از بس که خو کردم، پس از مردن
چو آتش زنده میگردم، اگر بر بوریا افتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساس عمیق شوق و عشق سخن میگوید که او را به دنبال معشوقش میکشاند. او به زیباییها و نعمتهای زندگی اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه از شوق ورزیدن به معشوقش، ممکن است زمینخورده و از پا بیفتد. شاعر از ضعف و نیاز به کمک در این مسیر سخن میگوید و به روشنی بیان میکند که در جستجوی عشق و شوق، گاه دچار ناامیدی و سرخوردگی میشود. او به حسی از عدم امنیت و بیپناهی اشاره دارد، اما در عین حال با امید به زندگی ادامه میدهد و به صبر و تحمل در برابر دشواریها تأکید میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که زندگی با وجود مشکلات، زیباییهایی دارد و او همیشه در جستجوی عشق و شادی است.