نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

سخن ماست سربسر مرغوب

گرچه پیچیده است چون مکتوب

چشم از جلوه های قامت دوست

همچو دریا پر است از آشوب

خاک از بس که رفتم از دل، شد

پنجه ام ریشه ریشه چون جاروب

دوستی نیست رحم بر کاهل

آتش مرده زنده گشت به چوب

خصم، بدگوی شد سلیم چنان

که به تهدید هم نگوید خوب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دوستی است. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که این زیبایی باعث ایجاد آشوب در دل او شده است. او همچنین به ستایش دوستی می‌پردازد و بیان می‌کند که دوستی باید حمایتگر و فعال باشد. در نهایت، شاعر می‌گوید که حتی در مواجهه با دشمنی، باید انسان نیکوکار و مثبت‌اندیش باشد.