نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۳۵ سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خوش بود گر ز سر هر هوسی برخیزی

زین گلستان به سراغ قفسی برخیزی

کعبه در بادیه هرگاه به خوابت آید

حیف باشد که به بانگ جرسی برخیزی

از خدا باک نداری، ولی از مجلس می

نتوانی که ز بیم عسسی برخیزی

باخبر باش که خواب عدم آن خوابی نیست

که ز جنبیدن بال مگسی برخیزی

خیز ای طفل و ز افتادن خود گریه مکن

که بسی افتی ازین سان و بسی برخیزی

چند ای شاخ گل از باده پرستی هر صبح

همچو خمیازه ز آغوش کسی برخیزی

سیر از زندگی خود شده ام همچو سلیم

کاش ای دوست ز پیشم نفسی برخیزی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمثیل‌هایی در مورد زندگی و بیداری اشاره دارد. شاعر از مخاطب می‌خواهد که از خواب غفلت و هوس‌ها برخیزد و به جای محدودیت‌ها، به آزادی و حقیقت نزدیک شود. او به معنای واقعی خواب و بیداری اشاره می‌کند و می‌گوید که بیداری از خواب عدم، خطیری ندارد. همچنین اشاره به ناپایداری زندگی و افکار نادرست دارد و از دوستش می‌خواهد که از او دور نشود و بیدار شود. به طور کلی، شعر دعوت به آگاهی و رهایی از قید و بندهای زندگی است.