شمارهٔ ۹۴۱ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چیست دانی داغ دل، جام شراب زندگی
عشق عالمسوز، تیغ آفتاب زندگی
خضر از سرچشمهٔ خم بیخبر افتاده است
جوهر می آتش مرگ است و آب زندگی
در قیامت از متاع دین و ایمانم مپرس
شد به تاراج فنا در انقلاب زندگی
عاشقان را راحتی گر هست، بعد از کشتن است
چند چون سیماب باشم در عذاب زندگی
خضر پندارد مرا از فیض عشق او ملک
کز کفن میآیدم بوی گلاب زندگی
عالم دیگر ترا خواهد به چشم آمد سلیم
میشوی بیدار اگر روزی ز خواب زندگی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق انسانی در مواجهه با زندگی و عشق میپردازد. شاعر با اشاره به درد و رنج دل، به تأثیرات عشق و زندگی بر روح انسان میپردازد. او به مفهوم فنا و گذرایی زندگی اشاره کرده و میگوید حتی ایمان و دین نیز در این دنیای زودگذر تحت تأثیر قرار میگیرند. عشق و راحتی واقعی، به رغم سختیها و رنجها، در نهایت از وجود عشق و الهام ناشی میشود. شاعر به خواننده یادآوری میکند که اگر روزی از خواب غفلت بیدار شود، زندگی به طرز دیگری برایش نمایان خواهد شد.