شمارهٔ ۹۴۶ سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
لب لعلش ز میگونی لب جام است پنداری
به رویش حلقه های زلف، گلدام است پنداری
فریب آمیز با هرکس نگاهی آنچنان دارد
که آن آهوی وحشی با همه رام است پنداری
عجب جمعیتی اهل هوس در محفلت دارند
ازین تردامنان، بزم تو حمام است پنداری
کلام پخته ای هم در تلاش وصل می باید
همین سرمایه ی آن نقره ی خام است پنداری
ز تابوت آن سوار اسب چوبین کیست حیرانم
که می تازد به سوی گور، بهرام است پنداری
سلیم از بلبلان خوشنوا خالیست باغ امروز
دگر در خانهٔ صیاد ما دام است پنداری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییها و جذابیتهای محبوبش میپردازد. او لبان محبوب را به جام می تشبیه میکند و زلفهای او را به حلقههای گل. نگاه فریبندهٔ محبوب به هر کسی شور و شوقی دارد، که آن را با آهوی وحشی مقایسه میکند. شاعر به جمعیت اهل هوس در مجلس محبوب اشاره میکند و میگوید که این جمعیت، تردامنان را به حمام تعبیر میکند. همچنین، او بر این نکته تأکید میکند که برای وصالی پخته و جدی باید تلاش کرد و این وصال را به نقرهای خام تشبیه میکند. در ادامه به سوارکاری اشاره میکند که به سوی قبر بهرام میتازد و در آخر، از فقدان بلبلان خوشنوای باغ شکایت میکند و میگوید که در خانهٔ صیاد، دامهایی برای شکار وجود دارد.