شمارهٔ ۱۶ - در آزار دمل خود سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آه ازین دمل که شد از سینهٔ من آشکار
خون چو پیکان میچکد از غنچهٔ پستان مرا
هردم شیری که از پستان مادر خوردهام
قطرهقطره میکشد ایام از پستان مرا
دشمنی چون عشق دارم در قفای خود، ازان
سر برون کرده از روی سپر پیکان مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر درد و رنج عمیقی است که از درون شاعر ناشی میشود. شاعر از «دمل» که در سینهاش ایجاد شده و خونش مانند پیکان میچکد، سخن میگوید. او به یاد محبتهای مادرش و شیری که از او خورده، احساس میکند که زمان به تدریج از او گرفته میشود. همچنین، احساس دوگانگی بین عشق و دشمنی را در خود حس میکند، گویی که این عشق به نوعی مانند تیر پیکانی در دل او فرورفته است. در کل، این شعر احساساتی عمیق از درد، تنهایی و تماشا به گذشته را منتقل میکند.