شمارهٔ ۱۸ - در هجو سلیم تهرانی
سلیم تهرانی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آن که عیبجویی من پیشه کردهای
من خود حکایت از چه و چونت نمیکنم
بر تیغ پاکدامن خویشم چو آفتاب
حیف است، ورنه رحم به خونت نمیکنم
چون شعله، قوت روح ز اسفل رسد ترا
گر مردهای، که چوب به ...ونت نمیکنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به عیبجویی و انتقاد دیگران از خود اشاره میکند و بیان میکند که خود از عیبهای آنها صحبت نمیکند. او مانند آفتاب پاک و بیغش است و اگر بنا بر انتقام باشد، به خون عیبجویان رحم نخواهد کرد. در پایان نیز به وضعیت روحی و زندگی آنها اشاره دارد که در صورت مردگی و بیتحرکی، هیچ تلاشی برای اصلاح آنها نخواهد کرد.