نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ - هجو شخصی که به ضیافت رفته بود سلیم تهرانی

سلیم تهرانی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای گلبن باغ حسن، آخر

گل ها ز برای خود گشادی

رفتی به ضیافت حریفان

از دست عنان خویش دادی

از شومی آب و دانه آخر

در دام فساد اوفتادی

از طبع خسیس خویش چون ناف

... را به سر شکم نهادی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها به توصیف شخصی می‌پردازد که به خاطر شهوت و زیاده‌خواهی خود به دام فساد افتاده است. او ابتدا در جستجوی خوشی و لذت، خود را به ضیافت دیگران می‌سپارد، اما در این راه کنترل خود را از دست می‌دهد و به عواقب شوم ناشی از نیازهای مادی‌اش دچار می‌شود. در نهایت، از طبیعت خسیس خود به نوعی آه و ناله می‌کند که به عواقب کارهایش پی برده است.